مرسی عزیزم
بی نهایت دوست دارم
بهت تبریک می گم عشقم
بابته نتیجه ی زحمتایه یک سالت
تبریک می گم
به خدا وقتی شنیدم کلی ذوق مرگ شدم
عالی بود عالی
رتبه ی ۶۰ کشوریتو تو کنکور تبریک می گم
و بی نهایت بوس جایزت
خیلی می خوامت...
بارانی که از ابر چشمان ما جاریست...
مرسی عزیزم
بی نهایت دوست دارم
بهت تبریک می گم عشقم
بابته نتیجه ی زحمتایه یک سالت
تبریک می گم
به خدا وقتی شنیدم کلی ذوق مرگ شدم
عالی بود عالی
رتبه ی ۶۰ کشوریتو تو کنکور تبریک می گم
و بی نهایت بوس جایزت
خیلی می خوامت...
دلم برات خیلی تنگ شده
خاطره ها میان و اذیتم می کنن
میشه بگی اتنظارم کی تموم میشه ؟
تموم زندگیم
خیلی دوست دارم اما حیف که کنارم نیستی
دلم می خواست با هم باشیم تا به همه ثابت کنم چقد می خوامت
انتظار انتظار لعنت به این کلمه
فقط دلم می خواد بهت بگم دوست دارم تا باورم کنی
این روزا مشکلای زیادی تو راهمون بود ...
می دونی که ...
اما خیلی صبوری ماه من
نمی تونم جبران کنم حتی یه ذره ...
حداقل این جا می تونم راحت بهت بگم من مدیونتم و خیلی هم عاشقم
یادته ... عاشقتم
عاشق نبودم اما بدجور عاشق خودت کردی
عجب خاطره هایی ...
من نمی تونم از خونه برم بیرون چون هر جار و نگاه می کنم یاده تو می فتم
دقیقا مثله این شعر :
تو کوچه ها نمی شه بی تو پرسه زد خیابونا غریب و غم گرفته ان
کجایی پس چرا نمی رسم به تو کجایی تو چرا نمی رسی به من ...
و در آخر هر وقت بارون میاد بیاد تو می افتم
یادت که نرفته قرارمون بود
هر چند که همیشه دل من به یاد تو بارونیه و چشمام نم داره
چون دل تنگتم و هنوز بهت نرسیدم ...
بارونیم دوستت دارم
هفتا از همه چی
ارام روحم چه سهل می شکنم در بی تو بودن شده است اینه ی دق بارانی که تمام تنهاییم را در طنین
سنگین بی یدیع خویش به تمام عرش زمین و به یاسهای کبود فریاد میزند شقایق برکه خون می گرید
و تنهایی برکه را در نهایت خویشتن گم می کند باران پاکم ببارو ببار ای دل خونین برکه را به اقیانوس بی
انتها برسان تا شقایق خونین فریاد طنین انداز یاسهای کبود را به بی نهایت کبریا هریاد کشند که در بی
تو بودن چه سخت می سازد این دلم چه سهل می سوزد .اری ارامش وجودم بغض صدایم
در خفای روحم با این همه تنهایی خاموش می شود باران دیدگانم بی امان می بارد تا روزی رسد دل
خونین دلم را به بیکرن اقیانوس با تو بودن برساند***تقدیم به عشق پاکم بـــــــاران***
همیشه به یادتم پاییزی من
دوستت دارم
پاییز فصل من و توه تموم شد اونم تموم شد مثله انتظار من

ازت ممنون که انتظارم و تموم کردی ....
ای بارون ببار منو خیس کن
شاید خوابم
اگه خوابم بیدارم کن
بزن تو صورتم بگو که الان کنارمه
ممنونم .......................خدا
پاییز فصل ما....
همه میگویند پاییز زرد است...
درد است...
همه روی برگهایش پا میگذارند.
همه میگویند آذر نهایت سختی است...
نهایت سردیست...
و هیچ کس نمیداند روزهای داغ ، گرمایشان را از وجود فرشته ای گرفتند که همین روزها آمد...
همین روزهای سرد...
تو که آمدی دیگر کسی جرئت بلند گفتن آن جملات را ندارد...
با تو ای فرشته، مـــن ثابت میکنم که :آذر من نهایت سختی ها نیست.....
دوستت دارم

و چقد از هم دور بودیم...
و من چقد این فاصله رو گزیه کردم ...
تولدت بود عشقم ...
اما من کنارت نبودم ...
فکرش و بکن ...
نمی دونم اما سخت گذشت ...
یه جوری بود روزش برعکس که باید کلی با هم خوش می گذروندیم با هم ...
اما...
گرفته بود اسمونش...
مثله دلم بود...
تازه بارون هم اومد...
و من چقد به یاد تو زیرش داد زدم ...
که خدااااااااااااااااااااااااااا...
حقم دوری نیست ها ...
اما چه فایده که هنوز هم کلی ازت دورم...
کیک تولدت زیره بارون اشکام خراب شد و شمعها خاموش با اه دلم خاموش شد ...
کادوهات روی میز دس نخورده شاهد خون دل خوردنم بودند ..
تسکینم ندادند هیچ بدتر عذابم دادن ...
چه خوب می شد کنارم بودی ...
چه خوب می شد کنارم بودی و با دستای گرمت دونه دونه کادو هاتو باز می کردی و من به خاطر هر
کدومشون تو چشات زل بزنم و بگم دوستت دارم ...
چی می شد که باشی تا بغلتکنم و تو گوشت اروم بگم عشقم تولدت مبارک ...
چقد دلم می خواست سر بزارم رو شونه تو گریه کنم ...
چقد دوس داشتم کنارت بشینم و برات بخونم تولدت مبارک ...
فکر نکن کسی نبود که به یاد روز تولدت باشه ...
من برات حتی جشن گرفتم ...
رقصیدم و خندیدم و گریه کردم ...
به خدا نمی دونم چی می شد اگه بودی ...
بد گذشت روزای بی تو هنوز هم داره می گذره ها ...
نمی خوای یه فکری واسه این دل عاشقم بکنی ؟؟؟؟
نمی خوای بیای و برام بخونی که هنوز دوستم داری ؟؟؟
نمی خوای بیای و من و از این انتظار لعنتی خلاص کنی ؟؟؟
نمی خوای نمی خوای نمی خوای نمی خوای ؟؟؟؟؟
تو که همیشه به من می گل من پس چرا تنهام گذوشتی
پس چرا گلتو نمی بینی که داره پرپر می زنه
چرا نمی بینی که عشقت داره کم میاره
نمی بینی که کارش هر شب التماس شده به این و اون
که اگه دیدنش سلام منو بهش برسونید
که اگه دیدینش به جای من تو نگاه جذابو پر غمش نگاه کنید و بهش بگید هنوز هم منتظره ...
تو رو خدا مسافرم تو رو خدا بیا ...
می دونی همیشه دوستت دارم...
تولدت مبارک عشق همیشگیم ...
عشق بارونیم ...
امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم من
زیباترین جامه هایم را بپوشم من
با شوق رویت باغچه هامونو صفا دادم
امشب تا می شد گل توی گلدونها جا دادم
بعد از گسستن ها آن دل شکستن ها
فردا تو می آیی
بعد از جداییها آن بی وفاییها
فردا تو میآیی .

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره
چ ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی
شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی
آه باران من سراپای وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

اره این بار می خوام حرف دلمو بزنم
اره خیلی وقته یه بعض داره خفم می کنه اخه
اخه خیلی سخته کنار عشقت نباشی و ببینی داره زجر می کشه خیلی سخته گریه کنه ولی شونه هات کنارش نباشه اره از اون سختر زجریه که خودت می کشی اخه فقط به خاطر .... نمی تونی بری ولی حاظری بری و بمیری ولی بهش برسی کنارش بمیری ولی یه زنجیر نا مریی انچنان به زمین بستت که نمی دونی چی کار کنی نمی دونی چه جور خلاص شی سخته که ببینی عشقت جلو چشمت داره اب می شه
خیلی سخته خدا کنه هیچ کس اینخوری نشه دعا کننین بهش برسم زود کنارش باشم شونه هامو بهش هدیه کنم و بتونم بغض کهنم زار بزنم رو شونه هاش
می دونی که...خیلی...
شاید مثل همیشه
هق هق منو نه تنها تو
بلکه همه نشنون
شاید این دفعه
هق هق یه تنها رو خدا هم گوش نده
ولی باید مثل شر شر بارون که با سخاوت
نجابت قطره ها شو به زمین اعلام میکنه
منم هق هق گریمو به تو اعلام کنم
تا شاید اون جملهای که از قعر دلم
تا زبانم جاریست را از میان هق هق این تنها بشنوی
که میان هق هق خودم فریاد میزنم دوستت دارم همیشه
بازم تا نداره
اره من امشب سکوت سنگینم و میشکنم و با صدای لرزونم
عشقمو فریاد میزنم
دوستت دارم...
مـــــــــــــــــــــــــــــــــــا

توباشي![]()

دلم خواهد همه سوزم تو باشي
وفا دارم شب و روزم تــــو باشي
دلم خواهد اگر ياري گزينــم
كه با او دل به دل دوزم تو باشي
مي خوام كه با ترانه هام قفل سكوتو بشكنم
توام صدامو بشنوي منم صداتو بشنوم
مي خوام بگم تو بهترين ستاره عمر مني
مي خوام بگم كه خواستمت تموم دنياي مني
مي خوام كه هر شب واسه تو ستاره هارو بشمرم
ماه و ستارم واسه چي هرچي تو بگي بشمرم
مي خوام كه بغض سينمو دردتو درمون بكنه
دردمو درمون نكنه شايد كه ارومم كنه
مي خوام كه با برق نگات خورشيدو ويرون بكنم
مي خوام كه با بغض صدات دردو پريشون بكنم
مي خوام بگم عزيز من صبر و قرار من تويي
صبر و قرار تو منم عمر و نياز من تويي
مي خوام كه خواستن تو رو با گريه فرياد بزنم
عشق و نياز اين دلو تو سينه فرياد بزنم
مي خوام بگم دوستت دارم تموم حرفام همينه
بگم فقط تو رو دارم تموم رويام همينه
بگم فقط تو رو دارم تموم رويام همينه

همه ، غصه های دنیا توی سینه ی منه
توی قطره های بارون میشکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام
پشت این پنجره می شینم و آواز می خونم
منتظر واسه رسیدنت تو بارون می مونم
زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره
منم عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره

![]()
همیشه دنبال یه حرفی بودم که بهت ثابت کنم که خیلی می خوامت که خیلی دوستت دارم
همیشه می خواستم بهت بگم اما زبونم بند میومد .
زبونم بند میومد وقتی نگام تو نگات می افتاد .
وقتی تو لبخند می زدی و من دیگه حتی یادم می رفت بهت سلام کنم .
الانم دیر نشده همین جا بهت می گم همین جا که دنیای من و تو
همیشه دوستتت دارم
تو دنیای منی
اگه کاری نتونستم برات بکنم اگه گاهی غرق بغض های خودم می شدم اگه درکت نکردم منو ببخش
اگه نتونستم بلند داد بزنم که چقد دوستت دارم منو ببخش
اگه بعضی موقه ها خیره بهت می موندم و ساکت نگات می کردم منو ببخش
چون می خواستم باور کنم که ماله منی
عشقه من همیشه دوستت دارم تا اخرش
به خدای یاس قسم ...
شاید در دنیای کوچک من
دست هایم همیشه خالی باشد
شاید برای تو
دنیایم بسیار کوچک باشد
شاید هیچ گاه نتوانم
وسعت نگاهت را
در قلب کوچکم بگنجانم
شاید انقدر دوستت داشته باشم
که حتی نتوانم حرف هایم را
به تو بگویم
تا مبادا غصه دار شوی
تا مبادا اشک هایم
بر بغض هایت بیفزاید
نمی دانم چه گونه
چه زمان و در کجا می توانم
جار بزنم
که به خدای یاس ها قسم
که دوستت دارم
که هیچ گاه تو را تنها نمی گذارم
که عاشقانه می خواهمت
تا دیگر از این نترسی
که دوباره دل زیبا و بزرگت تنها بماند
این را باور کن
باور کن که تنهایت نمی گذارم
باور کن که نمی گذارم بغض های گذشته ات
دوباره بجوشند
گذشته ات را من با اشک هایم
محو می کنم
یادت باشد
دنیایی هست
همیشه ...
دوستت دارم
من یکی بودم
یکی که وقتی می رفت زیره بارون چتر می گرفت تو دستش که خیس نشه
اما حالا ...
تو یادم دادی که زیره بارون باید بدون چتر برم
باید برم تا خیس خیس شم
زیر اشکای اسمون
باید بارونی شد
مثله خودت
مثله تو که بوی بارون می دی
نه نه اصلا تو خود بارونی
قسم می خورم تو خود بارونی ...
تو دلمو شستی و بردی و حالا ...
می دونی که ...
دوستت دارم
بازم منو تو باهم
بازم ما (ما)ی همیشگی
ممنونم ازت .
می دونی که ....
می بینی
حتی اسمون هم به خاطر داشتن
تو به هم حسودی می کنه ...
به قاصدک ها گفتم من یاری دارم
از همه مهربانتر
از همه زیباتر
از همه خوبتر ...
خندید ...
خندیدم ...
قاصدک ها همه به خنده ی من رقصیدند ...
بغض حسرت اسمان شکست ...
تو را می خواست اما ...
می دانی که تو را نمی دهم به او ...
او می گریست و قاصدک ها خیس از گریه ی او می خندیدند
ومن از این خوشحالی داشتن تو بال و پر شکسته ام
دوباره جان می گرفت ...
که می بینی این گونه به پای قاصدک ها می رقصم ...
به خاطر بودنت ...
دوستت دارم ...
بدترش هم اینه که باهات واسه همیشه خدافظی کنه بگه شاید دیگه نتونیم با هم باشیم ...بگه اگه خواستی با یکی دیگه برو ... بگه منو فراموش کن و زندگیه جدیدی و واسه خودت بساز ...بگه دوستتت داره و حتی تو خاک هم به یادته ... بگه واسش نماز بخونی که گناهاش کمتر شه ...
بد بدترش هم اینه که تو نتونی کنارش باشی و دلداریش بدی فقط و فقط از پشت سیم تلفن بسوزی و بسازی و دلداريش بدی كه اتفاقي نمي افته.
امیدوارم هیچ کدومتون این اتفاق براتون نیفته . هیچ کدوماتون .
همین اتفاق همین امروز برای من افتاد. چه جوری بگم چی کشیدم نمی دونم فقط خدا کمکم کرد .
یکی از دوستاش که اس ام اس داد به هوش اومده و حالش خوبه من از خوشحالی سجده ی شکر کردم .
من اونو از خدا گدایی کردم . خدا رو به همه قسم دادم به بنده خوباش . اونو به من داد . خدا به من اونو بر گردوند . ازش ممنونم هم از عشقم هم از خدام .
ممنون که تنهام نذاشت . از مهربونیش ممنون . دیگه واقعا مدیونشم ...
ای خدا ممنون ...........دوستت دارم
عشق لالائی بارون تو شباست
نم نم بارون پشت شيشه هاست
لحظه شبنم و برگ گل ياس
لحظه رهائی پرنده هاست
تو خود عشقی كه همزاد مني
تو سكوت من و فرياد مني
تو خود عشقی كه شوق موندني
غم تنهائی توی شعرای مني
وقتی دنيا درد بی حرفی داره
توئی كه فرياد دردای مني
تو خود عشقی كه همزاد مني
تو سكوت من و فرياد مني
دستهای تو خورشيد و نشون ميدن
چشمای بستمو بيدار می كنند
صدای بال پرنده رو لبات
تو گوشام دوباره تكرار می كنند
زندگی وقتی كه بيزاری باشه
روز و شبهاش همه تكراری باشه
شايد عشق برای بعضی عاشقا
لحظه بزرگ بيداری باشه
عشق لالائی بارون تو شباست
نم نم بارون پشت شيشه هاست
لحظه عزيز با تو بودنه
آخرين پناه موندن منه
تو خود عشقی كه همزاد مني
تو سكوت من و فرياد مني
عشق من عاشق تر از همیشه دوستت دارم
باران دوست داشتنی من...
همه دنیا ، آسمون ، خورشید و دریا
نمی ارزن به نگاهت دختر شهر پریا
عطر گل های بهاری ، صدای نم نم بارون
می پیچه وقتی تو باشی وسط دشت و بیابون
تو یعنی شوق و طراوت ، یعنی عشق سه حرفی
دلیل احساس رویش در رگ درخت برفی
ای گل خوب بهارم ، تا ابد بمون کنارم
زندگی برام عزیزه وقتی که من تو رو دارم ...
میدونی که...

اي کاش مي توانستم نشان دهم، I wish l could make you.
که تا کجا دوستت دارم. Understand how l love you
هميشه در جستجو هستم، l am always seeking but
اما نميتوانم راهي بيابم... cannot find a way….
به آن آني در تو عاشقم، l love in you a something
که تنها خود کاشف آنم that only have descovered
آني فراتر از تويي که دنيا مي شنا سد، the you_ which is beyond the
و تحسين مي کند. you of the world that is
آني که تنها وتنها از آن من است. admired and known by others
آني که هرگز رنگ نمي بازد، a you which is eapecially mine
وآني که هرگز نمي توانم عشق از او بر گيرم. Which cannot evto love
به نجابت باران قسم
همیشه دوستت دارم
و به لطافتش قسم
تا بی نهایت عاشقتم
...
..
.
عشق شاید یه نگاهی است و یه لبخند .
شاید عشق ندای لرزش قلب است.
شاید عشق شاید معنای جدایی از هوس است.شاید همان چیزی
است که به ان محتاجیم... .شاید.شاید

میخوام زیر بارون فریاد بکشم دوستت دارم دنیام...
میدونی که...
می گویند به روی خط آرزوهایت نقطه بگذار
می گویند دیگر فکر نکن عمل نکن آرزو نکن
نمی دانند شب ها ار بی خوابی کنار پنجره
فقط برای فردا خط و نشانمی کشم .
نمی دانند آرزو هایم اگر تمام شود تمام می شوم
نمی دانند آرزوهایم همه به نامه توست و آن هارا با خودکار
بی رنگی می نویسم تا کسی نتواند آن ها را از من بگیرد
خیلی شنیده ام که می گویند دیوانه است خیلی .
مهم نیست .
آرزو هایم را دوست دارم به اندازه ی ستاره های آسمان نه در روز
بلکه در شب .
آرزو هایم را آن قدر ها هم که فکر می کنند خنده دار نیست
فقط چند تا ستاره دارد با یه ماهه درخشان
با یه کبوتر سفید برای پریدن با یک نردبانه بلند
و یک روح ودر نهایتش تو برای من دست تکان می دهی ...
نمی دانم چرا ولی می گویند به روی خط آرزوهایت نقطه بگذار.
فقط تو ... دوستت دارم


به نامت به خاطرت به یادت
از باران می خواهم بگویم
از معصومیتی که نگاه آسمان
بر تن خسته ام می ریزد
بر تنی که هر روز
واژه ی مر گ را با نهایت خودخواهی جار می زند
خودت گفتی از باران بگو
یادت هست ...
اما می دانی
خسته تر از آنم که بتوانم
بخوانم نامه مقدس باران را .
دلگیر مشو از خودخواهی یک رویا
رویایش به حرمت باران
لابه لایه اشک هایش حل می شود
و نا گفته تمام می شود ...

می دونی که دوستت دارم
می بینی گلم می بینی روزا چقد زود زود می گذره
عینه بارون که می ریزه می شوره می بره تموم میشه
زندگی همش اینه دیگه بستگی به خودت داره که چه جوری با هاش تا کنی
سه ماه گذشت سه ماه که رسیدم به کسی که حالا تمام زندگیمه
کسی که به حرمت اون داره قلبم می زنه
کسی که اگه نباشه ... هیس حرف رفتن نباشه خوب ؟
سه ماهه که به یه امید دیگه دارم زندگی می کنم
هر چی باشه دیگه تنها نیستم اخه دیگه منی وجود نداره من و اون
ما ساختیم یه ما.
اتفاق عجیبی بود خیلی عجیب هنوز هم تو خماریش موندم
که چه جوری تو رو به دست اوردم تویی که تو دنیا یه دونه ای
تویی که همیشه برتری. با اون نگاه نجیب و مهربون
با دستای گرم و مردونت با وسیع ترین دل دریایی .
الان من فقط این مطلب و نوشتم که به همه بگم
دیونتم که بگم عشقه منی که بگم بدونه تو هیچی نیستم
که بهت بگم دوستت دارم...

ممنونم عشق من
ممنونتم که بهم فهموندی نوشیدن شراب عشق ار لبای مقدست چه طعمی داره
یه دیونه همیشه بهت میگه دوستت دارم ...
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره
از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم
با غبان از پی من تند دوید
سیب را در دست تو دید
غضب الوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سال هاست که در گوش من
آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا باغچه ی کوچکه ما سیب نداشت

می دونی که دوستت دارم
رسید آن زمانی که چشم در چشم هم گریستیم
رسید آن زمان که تمام تنهاییم غربتم اشک هایم احساسم را برایت گریستم .
برای لحظه ای پیوند خورد آن چه که تو دوست نداشتی .
پیوند چشم هایمان و قلبهایمان را آسمان با اشک هایش تبریک گفت
ولی تو باور نکردی که چقد می خواهمت و رفتی .
رسید آن زمانی که تنها و غریب بدون تو در با لاترین ارتفاع شهر چشم در چشم آسمان به فکر چشم هایت بودم .
چشم هایی که در خیال خودم ترسیم کردم در ماه .
بعد گریستم بعد نعره زدم بلند و کر کننده که دوستت دارم.
اتفاق عجیبی نیفتاد فقط انعکاس صدایم آمد که می گفت دوستت دارم.

تا قطـــره هــاي آخــر اشكـم صبــور باش
بگــذار بگــذرد ز من اين ابـر تيـره پوش
وانگــه در آسمــان نگـــاهـــم نگـــاه كــن
بنشين و جام خنده، ز رنگين كمان بنوش

پشت یه دریا خاطره
پشت دو کوه
پشت یه دست مه گرفته
روی برگ نازک گل
زیر درخت ساکت باغ
کنار رنگ پنجره
تو دل یک دست کویر
در اوج هجوم نازک نور
سر دو بار بارون خیس
دست نحیف برگا
فریاد زدم دوستت دارم
باران من دوستت دارم
گفتم بزار از بارون برات بگم تا بارون چشام بند بیاد
گفتم بزار از بارون بگم شاید دل تو هم هوای بارونی داشته باشه
گفتم بزار از بارون بگم شاید تو هم مثل من به یادم بیفتی
گفتم بزار از بارون بگم که حداقل به حرمت اونم که شده دیگه دروغ نگی
گفتم بزار از بارون بگم که به نجابتش قسم بخورم که هنوز هم دوستت دارم
دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم با تموم بی پناهیم به تو تکیه کرده بودم
هر بلایی سرم اومد همه زجری که کشیدم همه رو به جون خریدم اما از تو
نبریدم
باران
گوش کن به بارش باران
گوش کن به شرشر باران
و به اندازه ی هر قطره ی باران
می گویم دوست دارم
بگذار تمام شب را ببارد
بگذار عشقمان ریشه کند
گوش کن به ریزش باران
گوش کن به باران
و به هر قطره ی باران
می توانم صدایت رو بشنوم
که مرا بلند به نام می خوانی
روحم را می توانم فرای این دنیایی
سه بعدی با تو پرواز دهم
و جسمم درمیان چاله های آب
باز هم در کنار تو ارام ارام برقصد
گوش کن به بارش باران
گوش کن به ریزش باران
باران را گوش کن
شر شر می بارد
گوش کن به باران
به باران و باد که می نوازند اهنگ عشق را
و در تمام اسمان شور عشق را بر پا میکنند
چه شکوهی دارد این باران
چه شکوهی دارد زیر
اشکهای اسمان
غصل عاشقی گرفتن
چه زیباست زیر اشکهای عاشقی دیگر غصل عشق گرفتن
و چه با شکوه است
عشق بازی ما
زیر قطره های باران

دوستت دارم باران مهربان و بی آلایشم